بابا ایول.همه جور توریست دیده بودیم به جز توریست دماغی.

باز گلی به جمال جراحهای زیبایی که جذب توریست می کنن.
یادداشت های یک پدر روزنامه نگار
بابا ایول.همه جور توریست دیده بودیم به جز توریست دماغی.

باز گلی به جمال جراحهای زیبایی که جذب توریست می کنن.
این واقعه میمون و مبارک رو به همه عزیزان تبریک میگم.واقعا خسته نباشن بعضیا!!!
آخه گناه این بچه های کوچیک چیه؟ یکی نیست یه کاری بکنه؟

وقتی یه عزیزتون میره سفر و شما یادش می افتین چیکار میکنین؟
وقتی یاد سفر می افتید چی؟
شاید زمزمه کردن یه شعری که دوستش دارید یه کم آرامش بخش باشه.برای من که هست...

یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب
منو می بره ، کوچه به کوچه
باغ انگوری ، باغ آلوچه
دره به دره ، صحرا به صحرا
اونجا که شبا ، پشتِ بیشه ها
یه پری میاد ، ترسون و لرزون
پاشو می ذاره ، تو آبِ چشمه
شونه می کنه ، موی پریشون
یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب
منو می بره ، تهِ اون دره
اونجا که شبا ، یکه و تنها
تک درخت بید ، شاد و پرامید
می کنه به ناز ، دستشو دراز
که یه ستاره ، بچکه مثِ
یه چیکه بارون ، به جای میوه ش
نوکِ یه شاخه ش ، بشه آویزون
...
آخرش یه شب ، ماه میاد بیرون
از سر اون کوه ، بالای دره
...
یه شب ماه میاد ، یه شب ماه میاد
(شعر شبانه(مهتاب) - از احمد شاملو - با اندکی تخلص)
میگن آدم هایی که دیگه خیلی دیوونه اینترنت شدن می برن اونجا درستشون میکنن!

راستی فکرشو بکنین نسخه هایی که توی این مرکز نوشته میشن چیه:
* کار نکردن با یاهومسنجر - ۲ هفته
* توی هیچ سایتی نرفتن - ۳ ماه
* نوشتن جمله : من یه معتادم - ۱۰۰۰ بار
* وبلاگ نداشتن بخاطر حرف بیخودی نزدن - ۱۰۰۰ سال!!!
یاد روزهای شیرین کودکی بخیر.کاش می شد آن روزها دوباره برگردند!
این شعرگونه ای از خانم "سرورکتبی" است که در یک مجله ویژه خردسالان چاپ شده بود و حنانه خیلی دوستش داره:
ستاره آسمان را صدا زدم و گفتم: بیا پیش من!
ستاره گفت: خانه من در آسمان است.
گل را صدا زدم و گفتم: بیا پیش من!
گل گفت: خانه من در باغچه است.
ماهی را صدا زدم و گفتم: بیا پیش من!
ماهی گفت: خانه من توی دریاست!
پروانه را صدا زدم و گفتم: بیا پیش من!
پروانه گفت: خانه من توی صحراست.

عروسکم را صدا زدم و گفتم: بیا پیش من!
عروسک پرید توی بغلم و گفت: خانه من توی بغل توست!