تبليغاتX
بابا وحید

بابا وحید

یادداشت های یک پدر روزنامه نگار

ديروز ظهر مي خواستيم برويم بازار تهران براي شركت در مراسم روز عاشورا ولي ترافيك اطراف بازار ما را به شكلي ناخودآگاه به حوالي چهارراه گلوبندك رساند.خيمه اي بزرگ مثل هرسال در وسط چهارراه برپا شده بود و هزاران نفر شاهد مراسم نمادين خيمه سوزي ظهر عاشورا بودند كه هرسال توسط حسينيه كربلايي ها انجام مي شود.آنجا لشگر نمادين عمربن سعد به خيمه هاي امام حسين(ع) حمله مي كنند ، آنرا غارت مي كنند و آتش مي زنند.صداي فرياد زن و مرد همراه با اشك و آه و ناله هاي حسين حسين بلند مي شود و دقايقي بعد  همه راهشان را مي گيرند و مي روند.

با خودم فكر كردم: چند نفر از ما هرسال محرم با ديدن اين مراسم يا چيزهايي شبيه به آن به فلسفه وجودي قيام عاشورا هم فكر كرده ايم؟

اصلا هرگز به اين فكر كرده ايم كه قيام سرخ حسين(ع) روشنفكرانه ترين جنبش اصلاح طلبي و آزاديخواهي تاريخ بشريت بوده يا نه؟

خوب است كه گاهي به اين چيزها هم فكر كنيم.

اين هم شعري از جليل صفربيگي عزيز كه به حال و هواي اين روزها مي آيد:

اين اشك كه در مشك دلم مي زايد

يك روز گره ز كار من بگشايد

روزي كه بريد دست من از همه جا

عباس به دستگيري ام مي آيد


+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 دی1387ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط وحید نمازی  |