تبليغاتX
بابا وحید

بابا وحید

یادداشت های یک پدر روزنامه نگار

قدم اول:

یادش بخیر! پارسال تابستون بود که من و محمدرضا و شاهین تهرانی برای پوشش خبری بازیهای جام ملتهای آسیا به کوالالامپور مالزی رفته بودیم.گذشته از حال و هوای اون روزها و سفر خوبی که با همسفرای باحالم داشتم ، یک شب شاهین سوالی رو مطرح کرد که شاید تا حالا برای خیلی هامون پیش اومده باشه که بهش فکر کنیم.

 سوال شاهین این بود: اگر یه روز بخوان بکشنت ، چه شیوه ای رو برای مردن انتخاب می کنی؟

انتخاب من تیربارون بود.

انتخاب شما چیه؟

 عمرا ! فکر بد نکنی ها!!!

قدم دوم:

 بازم یادش بخیر! چند روز پیش تولد علی کاظمی بود.این پرتقال توپولی  رو خیلی دوستش دارم.درست مثل داداشم.یه داداش واقعی و دوست داشتنی.

تفاوت نسل ما با نسل این جوونها البته خیلی نیست ولی سرعتی که اونا در به روز شدن دارند واقعا دیوونه کننده و ترسناکه.

اما به هرحال ،باز هم به خاطر اینکه میتونم برای این توپول دوست داشتنی به جای یه داداش راست راستکی باشم ، خوشحالم.

من و پرتقال ؛ یکسال پیش

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط وحید نمازی  |